اهل سنت واقعی !!!

اهل سنت واقعی !!!

 

اهل سنت خود را اهل سنت نامیده اند به این دلیل که آنها خود را تابع سنت پیامبر (قول پیامبر، فعل پیامبر و تقریرات پیامبر) می دانند. اما حقیقت این است که اهل سنت واقعی، شیعه می باشد . شیعه تنها فرقه ای است که به سنت پیامبر آنگونه که بایدِ، عمل نموده است.

به عنوان مثال یکی از سنتهای قطعی و مسلم پیامبر(ص) تعیین امیر المومنین به عنوان خلیفه بعد از خود و مسئله ی تمسک به اهل بیت می باشد . کتب شیعه و سنی مملو از این احادیث است . مثلا پیامبر در حدیثی می فرمایند: ای مردم من در میان شما چیزی گذاردم که اگر به آن تمسک جویید هرگز گمراه نمی شوید. کتاب خدا و عترتم ، اهل بیتم.

این حدیث دلالت آشکار دارد بر گمراهی تمام کسانی که به اهل بیت متمسک نشده اند. جالب این است که این حدیث حتی در صحیح مسلم که از معتبر ترین کتب اهل سنت است نیز آمده است(اهل سنت تمامی احادیث این کتاب را صحیح میدانند.)

ماجرای غدیر خم به اندازه ای نقل شده که حتی عده ای از علمای اهل سنت، مانند ذهبی و سیوطی ادعای تواتر آن را کرده اند.

مسأله مهم دیگر در مورد سنت پیامبر این است که شیعه تنها فرقه ای است که پیامبر (ص) را مطلقا معصوم می داند. زیرا لازمه ی حجت بودن سنت پیامبر عصمت ایشان است اگر پیامبر معصوم از خطا و اشتباه نباشد دیگر نمی توانیم به سخنان و افعال ایشان اعتماد کنیم . چون ممکن است پیامبر اشتباه کرده باشد و این با هدف خداوند از بعثت انبیا منافات دارد .

این که می گویم فقط شیعه معتقد به عصمت است به این خاطر است که در کتب معتبر اهل سنت احادیثی وارد شده که اشاره می کند به اشتباهات و کارهای زشتی که پیامبر مرتکب شده است . البته اگر صرفا این احادیث در کتبشان نوشته شده بود . این ادعا را نمی کردم . مصیبت واقعی این است که آنها این احادیث را صحیح می دانند .

مثلا در احادیثی آمده که شیطان بر پیامبر غلبه پیدا کرد و آیاتی را در تأیید بت های لات و عزّی بر او القاء کرد . و پیامبر به اشتباه گمان کرد که اینها از ناحیه ی جبرئیل نازل شده و پس از خواندن این آیات شیطانی نه تنها مشرکان خوشحال شدند بلکه خود پیامبر نیز خوشحال شد به این خاطر که دیگر مجبور نبود با مشرکان بر سر نفی بت ها مبارزه کند .

در حدیث دیگری در یکی از کتب معتبر اهل سنت(گمان میکنم کتاب صحیح مسلم باشد. )از حذیفه نقل شده که پیامبر در یک مکانی ایستاده ادرار کردند. و جالب این است که تعصب علمایشان بر این کتب به اندازه ایست که در شرحشان بر این کتب ، این احادیث را نه تنها تضعیف نکرده اند . بلکه توجیح نیز کرده اند. توجیهات مضحکی مانند این که شاید پیامبر کمر درد داشتند و نمی توانستند بنشینند . یا: پیامبر به این خاطر ننشستند که به ایشان فشار نیایند . مبادا این که از ایشان مدفوع خارج شود.

اگر ایستاده بول کردن را به خود این علما نسبت دهیم به آنها بر می خورد. پس چطور جرات می کنند آن را  به پیامبر نصبت دهند؟

اینجانب خودم از آقای دکتر قزوینی شنیدم که فرمودند" آهل سنت هند (شاید عده ای از آنها) در یک روز مشخص از سال ایستاده ادرار می کنند . به خاطر تأسی به این فعل پیامبر !!! (این است نتیجه ی دور مانند از اهل بیت پیامبر(ص) و تمسک نجستن به آنها)

آنها با این اتهامات و بی حرمتی هایی که نسبت به پیامبر(ص) مرتکب شده اند به چه جراتی خود را اهل سنت پیامبر می دانند ؟

مگر اینکه منظورشان از سنت، سنت عمر و ابوبکر و معاویه باشد . که البته ما این را قبول داریم آنها اهل سنت معاویه هستند . چون اینگونه احادیث در زمان معاویه و به دستور او جعل شده است .

رسول اکرم (ص) در کتب اهل سنت



بررسی معتبرترین منابع اهل سنت ما را به نتایج تکان دهنده ای می رساند که خود بخشی جداگانه می طلبد. برای شروع لازم است موضوعی که در سال های اخیر نیز تنش زا گردید، گزارش شود.

شیعیان رسول اکرم علیه وآله السلام را در تمام امور زندگی، اعم از زندگی عادی و دریافت و ابلاغ وحی الهی، معصوم و دور از اشتباه می دانند، اما اهل سنت نبی گرامی اسلام صلوات الله علیه وآله را فقط در دریافت و ابلاغ وحی دارای عصمت می دانند. حتما ماجرای سلمان رشدی و کتاب معروف اش، آیات شیطانی را شنیده ا ید. آیا می دانید مطالب این نویسنده که توهین آمیزترین مطالب در مورد رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بود، ریشه در معتبرترین کتب اهل سنت دارد و پیش از وی در منابع اصلی اهل سنت نقل شده است؟ برای آن که این مطلب در حد یک ادعا باقی نماند، به این نقل دقت فرمائید، نقلی که روشن می سازد، اهل سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را حتی در دریافت و ابلاغ وحی الهی نیز معصوم نمی دانند؛

از سعید بن جبیر نقل شد که گفت: پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این آیات را تلاوت فرمود: أفرأیتم اللات و العزی* و منات الثالثة الاخری* (1) پس شیطان این گونه بر زبان ایشان جاری کرد: تلک الغرانیق العلی و شفاعتهن ترتجی. (2) پس مشرکان از این مطلب شادمان شدند و گفتند: او از خدایان ما یاد نمود. پس جبرئیل نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: کلام خدا را بر من بخوان! پس زمانی که پیامبر (صلوات الله علیه وآله) کلام خداوند را بازگو نمود، جبرئیل گفت: این جمله آخر را من برای تو نیاورده ام، این جمله از شیطان است. (3)

به روشنی پیداست که در کتب اهل سنت چه نسبت دهشتناکی به حضرت خاتم الانبیا علیه وآله السلام داده شده است و ایشان را تحت تاثیر دشمن قسم خورده بشر، شیطان معرفی کرده اند. جالب این جاست که اهل سنت می بینند در ابتدای سوره ای که آیات فوق در آن قرار دارد، به صراحت سخن از این مطلب است که « آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست » (4) در این حال آیا شرم آور نیست که چنین دربرابر تصریح خداوند در قرآن مجید موضع می گیرید و آن را در معتبرترین کتب خود نقل می کنید؟

این روایات و احادیث از کجا آمده است؟ آیا وقت آن نیست که دست از لجاجت بردارید و به راستی و درستی اهل سنت و عامل به فرامین خداوند متعال شوید؟ آیا غیر از این است که این احادیث با هدف توجیه زشت کاری های خلفا و اشکالات رفتار آنان در کتب شما وارد شده است؟ آیا نتیجه ی این روایات جز این است که اگر خلفا دچار اشتباهات فراوان شده اند، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم نیز اشکالات فراوانی داشته اند؟ آیا حکم ارتداد مخصوص سلمان رشدی است، یا بزرگترین دانشمندان اهل سنت را نیز دربرمی گیرد؟ شما راچه می شود، چگونه حکم می کنید؟ (5)

————————————————————————

پی نوشت ها:

1- سوره نجم، آیه 19و20

2- معنی این عبارت: این سه مرغان بلند پروازی هستند که به شفاعت آنان امید می رود.

3- برخی منابع این مطلب از کتب اهل سنت:

الف- صحیح مسلم، جلد2، صقحه88

ب- مسند احمد، جلد1، صقحه443

ج- درالمنثور، سیوطی، جلد4، صفحه 368

د- تاریخ طبری، جلد2، صفحه76

هـ- الکامل فی التاریخ، جلد2، صفحه77

و- تاریخ طبرانی، جلد12، صفحه42

ز- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد7، صفحه 115

ح- سنن الکبری، جلد2، صفحه314

و بسیاری منابع دیگر…

4- سوره نجم، آیه 4

5- سوره صافات، آیه 154