بنام خداوند یکتا و مهربان

خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید : دیدگان او را نمی بینند.(انعام 103) . هیچ چیز مانند او نیست ( شوری 11) و هنگامی که حضرت موسی در خواست دیدن و رویت خداوند می کند به او می فرماید : هرگز مرا نخواهی دید ( اعراف 143).
پس چگونه می پذیرید احادیثی را که صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل کرده اند به اینکه خدای سبحان در برابر بندگانش نمایان می شود و او را می بینند چنانکه ماه را در شب چهاردهم می بینند ( صحیح بخاری ج 7 ص 205 و صحیح مسلم ج 1 ص 112).
و خداوند هر شب به آسمان دنیا فرود می آید ( صحیح بخاری ج 2 ص 47).
و پایش را در جهنم می گذارد پس جهنم پر میشود ( صحیح بخاری ج 8 ص178و 187).
و پایش را نمایش می دهد تا مومنین او را بشناسند (صحیح بخاری ج 8 ص 182و صحیح مسلم ج 1 ص 115).
و خداوند می خندد و تعجب می کند و مانند آن از روایتهائی که خدا را به شکل جسمی متحرک و قابل تحول در می آورد که مثلا دو دست و دو پا دارد و پنج انگشت دارد که آسمانها را بر انگشت اول می گذارد و زمین ها را بر انگشت دوم و درختان را بر سوم و خاک را بر چهارم و سایر آفریدگان را بر انگشت پنجم می گذارد ؟!(صحیح بخاری ج 6 ص 33 و ج 9 ص 181).
و دارای منزلی است که در آن سکونت دارد و محمد (ص) برای دخول بر او در منزلش- سه بار اجازه می گیرد ( صحیح بخاری ج 8 ص 183)
خداوند برتر است از این تشبیهات . ای پروردگار عزت و جلال تو منزه و مقدسی و به تو پناه می بریم از اینگونه توصیف ها.
پاسخ این سوال نزد امامان هدایت و چراغان پرفروغ الهی در تاریکیها این است که خداوند تبارک و تعالی از هر نوع مجانسه-مشاکله -تصویر - تجسیم - تشبیه و محدودیت کاملا منزه است .
حضرت امام علی (ع) در این زمینه می فرماید:
" حمد وسپاس خدائی را سزاست که سخنرانان از مدحش ناتوانند و شمارندگان از حساب نعمتهایش در مانده اند و تلاش کنندگان از ادای حقش عاجزند. خداونی که بلند همتان درکش نتوانند کرد و زیرکان و دارندگان هوشهای سرشار به او دست نیابند . خدائی که برای صفتش حد و مرزی نیست و او را صفتی ثابت و موجود نیست و اورا زمانی نیست که مشخص شده باشد و مدت درازی نیست که به آن منتهی شود...پس هرکه خدا ی سبحان را وصف کند او را همتا و همانند دیگری قرار داده و هر که برای او همسری قرار دهد او را دومین (یکی از دو ) دانسته و کسی که او را دو تا داند تقسیمش کرده و کسی که تقسیمش کند به و جاهل و نادان است و کسی که به او جهالت دارد به سویش اشاره کرده است و کسی که به او اشاره کند محدودش کرده است و کسی که محدودش کند او را به شمارش در آورده و کسی که بگوید : در چیست ؟ او را در ضمن چیزی قرار داده و کسی که بگوید : بر چیست ؟ بعضی از جاها را از او نفی کرده.
خداوند همیشه بوده است نه اینکه حادث و نوبوده باشد . خداوند موجود است ولی مسبوق به نیستی نیست . خداوند با هر چیزی است نه بگونه ای که همتای آن باشد. خداوند فاعل است نه به معنای حرکت و آلت و انتقال از حالی به حالی دیگر. خداوند بصیر و بینا بوده و هست هنگامی که هیچ چیزی از آفریدگانش وجود نداشته است ...." ( نهج البلاغه امام علی (ع ) با شرح محمد عبده ج 1 خطبه 1).
نظریه :
اختلاف روشنی میان دو عقیده است : عقیده اهل سنت و جماعت که قائل به تجسیم است و از خدای سبحان جسم و شکلی می سازد که دیده می شود و او را مانند انسانی می پندارند که راه می رود و پائین می آید و دارای خانه و منزلی است و نسبتهای ناروا و بیهوده دیگری که خداوند از آن منزه و بدور است - و عقیده شیعیان که خداوند را از هر نوع مشاکله و مجانسه و تجسیم منزه می دانند و رویتش را در دنیا و آخرت محال می دانند . و بنده شخصا معتقدم روایتهائی که اهل سنت به آنها استدلال می کنند توسط یهودیان در زمان اصحاب وضع و گنجانده شده زیرا کعب الاحبار یهودی که در دوران عمربن خطاب اسلام آورد همان کسی است که مانند این عقاید را که ویژه یهودیان است جعل و انتشار داده است . آن هم از راه برخی از ساده لوحان صحابه مانند ابو هریره و وهب بن منبه - چرا که بیشتر این روایتها از ابو هریره نقل شده و بخاری و مسلم آن را در صحاح خود آورده اند.
همین ابوهریره فرقی بین احادیث پامبر و کعب الاحبار نمی گذارد تا آنجا که عمر بن خطاب او را می زند و از روایت کردن در قضیه آفرینش آسمانها و زمین در هفت روز منعش می نماید.
بنا بر این تا وقتی که اهل سنت اطمینان کامل نسبت به بخاری و مسلم دارند و آن دو کتاب را صحیح ترین و معتبرترین کتاب ها می دانند و تا وقتی که اینان اعتماد بر ابو هریره می کنند و او را سزاوار حدیث گویان می دانند تا آنجا که بزرگترین راوی اسلام نزد اهل سنت شناخته می شود - در این وضعیت - اهل سنت نمی توانند عقیده خود را تغییر دهند مگر اینکه از تقلید کورکورانه رهائی یابند و به ائمه هدی و عترت حضرت مصطفی (ص) و باب شهر علم روی آورند. و این دعوت مخصوص بزرگان و سالخوردگان نیست که بر جوانان روشنفکر از اهل سنت نیز لازم است از تقلید کورکورانه دست بر دارند و دنبال استدلال و برهان روشن ( برای رسیدن به حق) باشند .
----------------------------