-حسد عایشه
-حسد عایشه
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا علي بن إِسْحَاقَ انا عبد اللَّهِ قال انا مُجَالِدٌ عَنِ الشعبي عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ
قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا ذَكَرَ خَدِيجَةَ أَثْنَى عليها
فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ قالت فَغِرْتُ يَوْماً فقلت ما أَكْثَرَ ما
تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ قد أَبْدَلَكَ الله عز وجل بها خَيْراً
منها قال ما أبدلني الله عز وجل خَيْراً منها قد آمَنَتْ بي إِذْ كَفَرَ
بي الناس وصدقتني إِذْ كذبني الناس وواستني بما لها إذا حرمني الناس
ورزقني الله عز وجل وَلَدَهَا إِذْ حرمني أَوْلاَدَ النِّسَاءِ.
یعنی:عايشه مىگويد: رسول خدا هرگاه به ياد خديجه ميافتاد از او به نيكي ياد ميكرد. روزي حسادت بر من چيره شد و گفتم: چه زياد از آن پير زن بيدندان ياد مىكنيد؟ همانا خداوند بهتر از او نصيب شما فرموده است. رسول خدا فرمود: خداوند بهتر از او نصيب من نفرموده است، زيرا هنگامى كه همه مردم مرا تكذيب مىكردند، او مرا تصديق مىكرد و هنگامى كه مردم مرا محروم مىداشتند او با اموال خود من را ياري مىكرد و خداوند فرزندان مرا ، از او به من عنايت فرمود و حال آنكه از غير او فرزندى به من عنايت نفرمود.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 16:6 توسط روحاني
|