ویژه نامه بمناسبت شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
|
|
به مناسبت، کتابی معرفی می شود با عنوان «درسنامه امام صادق علیه السلام»
که حاوی مطالب ارجمند و ارزشمندی است برگرفته از آموزه های آن حضرت خطاب
به اصحاب خود. این کتاب تدوین شده ی سری درس های اخلاق مرجع عالی قدر جهان
تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی با
محوریت حدیث امام صادق علیه السلام است. این کتاب بر پایه ی نامه ی امام صادق علیه السلام فراهم آمده... |
![]() جان
کاوشگر بشری هماره جویای بالندگی و پویایی است؛ بی تفاوت که در زمینه ی
تهذیب نفس باشد یا در راه کسب دانش و موقعیت های عالی اجتماعی. پر روشن
است که نیل به هریک از موارد فوق راه و شیوه ای را می طلبد و البته همیشه
همراه با موفقیت همراه نیست، چراکه گاهی انسان به تصور قرار داشتن در
شاهراه هدایت، اما بیراهه می پوید و به این باور که در سوداگری راه درست
برگزیده، ولی تمام سرمایه ی خود را هزینه ی تهیه کالایی می کند که بازاری
بس کساد دارد و البته نتیجه ی هر تصور، بر باد دادن وقت و سرمایه است.
شاید بتوان سرمایه ی مالی را با تلاش دنباله دار به دست آورد، اما اگر قلب و اندیشه ی انسان به انباری بدل شود آکنده از کالای فاسد و منحرف فکری، اگرچه بتوان اندیشه و جان را از آن تهی کرد، ولی زدودن رسوب های ناشی از این کالای انباشته در جهان مشکل به نظر می رسد. پس همان گونه که سوداگران، مال التجاره ی خود را از بازرگانی امین تهیه می کنند و فراتر، همان طور که هریک از ما برای تهیه ی اندک آذوقه ی مورد نیاز خود در پی یافتن بهترین و سالم ترین ها هست، می سزد و بایسته است غذای روح خود را از امینانی پاک نهاد بخواهیم، نه از فرصت طلبانی ره گم کرده ی گمراه کننده. نگاهی به محتوای کتاب به مناسبت، کتابی معرفی می شود با عنوان «درسنامه امام صادق علیه السلام» که حاوی مطالب ارجمند و ارزشمندی است برگرفته از آموزه های آن حضرت خطاب به اصحاب خود. این کتاب تدوین شده ی سری درس های اخلاق مرجع عالی قدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی با محوریت حدیث امام صادق علیه السلام است. این کتاب بر پایه ی نامه ی امام صادق علیه السلام فراهم آمده که در جلد هشتم صفحه ی دوم کتاب شریف کافی، جلد 75، صفحه ی 210 کتاب گرانسنگ بحارالانوار با سندهای معتبر نقل شده است. چنان که در این منابع آمده، حضرت امام صادق علیه السلام این نامه را خطاب به اصحاب خود نوشتند و آنان را فرمان دادند تا نامه را خود خوانده، برای یکدیگر نیز بخوانند و در محتوای آن تأمل و به آن عمل کنند. یاران حضرت که بحق پیرو حضرتش بودند، هریک «نسخه ای از نامه ی امام علیه السلام را در نماز خانه ی خانگی خود گذاشته، چون از نماز جماعت فراغت می یافتند در آن می نگریستند (آن را می خواندند)». اولین آموزه ای در این نامه آمده است بدین شرح: «بسم الله الرحمن الرحیم. اَما بَعد، فاسئَلوا رَبَّکُم العَافِیةَ، وعلیکم بالدِعة، والوَقار والسَکینَة؛ به نام خدای بخشایشگر مهربان. اما بعد، از پروردگارتان تندرستی بخواهید و بر شما باد به طمأنینه، وقار و آرامش». این بخش از سخن امام صادق علیه السلام به انسان ها می آموزد هر چه را می خواهند باید از خدای متعال بخواهند و البته باید در رأس همه ی خواسته ها عافیت به معنای خاصّ آن، یعنی تندرستی و به معنای عامّ آن، یعنی پرهیز از تمام بدی ها باشد. امام علیه السلام با این بیان همگان را به توجه و رویکرد به خدای متعال فرا می خوانند، زیرا تنها پناهگاه، خدای منّان است و توجه به او، با دعا و تضرّع به درگاه حضرتش ممکن است، چه این که اگر دعا و درخواست بندگان نباشد، راه به جایی نخواهند برد، چنان که خدای متعال می فرماید: «اگر دعای شما نباشد، پروردگار هیچ اعتنایی به شما نمی کند». شرم و پرهیز از ناشایست ها در بخش دیگری از این نامه آمده است: «وعلیکم بالحیاء والتَنَزُّه عما تَنَزَّه عَنه الصَالِحوُن قَبلِکم، وعلیکم بِمُجامِلَةِ أهل الباطل؛ و بر شما باد به حیاورزی و دوری گزیدن از اموری که شایستگان پیش از شما از آن دوری می گزیدند و نیز [بر شما باد] به خوش رفتاری و مدارای با اهل باطل». به راستی چه نیک سفارش است این سفارش امام علیه السلام و چه خوش فرجام انسانی است کسی که این آموزه را آویزه ی گوش جان سازد. شرم و آزرم خصلتی است درونی که انسان را از بدگویی و بدکاری بازداشته، آثار خود را در فرد بروز می دهد. سفارش به حیا و مدارای با باطل کاران، جامعه را از بدی می پیراید. گفتنی است که حیا موهبتی خدادادی است و منظور امام علیه السلام این است که انسان بر حیای خدادادی و ذاتی خود بیفزاید. دیگر این که مراد حضرت از مدارای با باطل کاران، همگرایی با آنان نیست، بلکه مقصود رفتاری معتدل و انسانی با آنان است تا از این رهگذر به حق بازگردند. پرهیز از حرام خواهی در جایی دیگر از این نامه آمده است: «وإیاکُم أن تَشرَهَ أنفسکم إلی شیءٍ مما حَرّم اللهُ علیکم، فإنه مَن اِنتَهکَ ما حَرّم اللهُ هاهُنا فی الدنیا حَال اللهُ بَینَهُ وَ بَین الجنةِ ونَعیمِها ولذَتِها وکرامَتها القائِمَةُ الدائِمَةُ لأهل الجنةِ أبدَ الآبدین؛ مبادا شیفته چیزی شوید که خدا بر شما حرام کرده است، زیرا هرکس حریم حرام های الهی را در این دنیا بشکند، خدای متعال میان او و بهشت و نعمت و لذت و مقام ارجمند و پایای آن که برای اهل بهشت مقرر داشته برای همیشه حایل خواهد شد». حرام خواهی و کامجویی از حرام دیگر هشداری است که امام علیه السلام به یاران خود و همگان داده، آنان را از پیامد و فرجام شوم آن ترسانده، می خواهند تا از آلوده شدن به آن پرهیز شود. برکسی پوشیده نیست که دامنه ی حرام بسیار گسترده و گاهی چنان پنهان است که انسان حرمت آن را نمی داند. لذا ایمن بودن از آلوده شدن به گناه مستلزم آن است که دیده ی دل روشن باشد و این امر زمانی ممکن است که اوامر و نواهی حضرت باری تعالی و خاندان پاک رسالت علیهم السلام لحاظ و بدان عمل شود و این زمانی خواهد بود که خانه ی دل از گرایش های پراکنده و بعضاً منحرف پاک شود و جایگاه آموزه های معصومین ـ که درود خدا بر آنان باد ـ گردد. آخر سخن حضرت امام صادق علیه السلام در نامه ی خود رهنمودهای زندگی بخش به اصحاب خود ارائه داده، در نهایت فرمودند: «ومَن سَرَّهُ أن یَعلَمَ أنَّ اللهَ یحبُّهُ فَلیَعمَل بِطاعة الله، وَلیَتّبِعَنا، ألم یَسمَع قَول اللهِ عزّ وجل لنبیه صلی الله علیه وآله: «قل إن کنتم تُحِبُونَ الله فاتبعونی یُحبِبکُم الله و یَغفِرُ لکم ذنوبَکم؛ هرکس خوش دارد بداند خدا او را دوست دارد، باید در طاعت خدا بکوشد و از ما پیروی کند. آیا این گفته ی خدای متعال را خطاب به رسولش نشنیده اند که بدو فرمود: «بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد». امام صادق علیه السلام در آخرین جمله از نامه ی خود به همین سادگی و روشنی ملاک محبوب بودن نزد خدا را برای همگان بیان فرمودند و بدین ترتیب، حجت را بر همگان تمام کردند. با داشتن چنین راهنمایانی خدایی، آیا می سزد در پی کسانی روان شد که خود راه تافته اند و دیگران را نیز همانند خود به گمراهی می کشانند؟ به یقین پاسخ منفی است، چه این که: ذات نایافته از هستی بخش کی تواند شود هستی بخش
جان سخن، سخن امیر بیان، امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی طالب علیهما السلام است که فرمودند: «الیَمین والشِمَال مُضِلة، والطریقُ الوسطی هی الجَادَة؛(1) راست روی و چپ پویی گمراهی است و راه وسط، همانا جادّه [ی رساننده به مقصد] است».
امامان از خاندان پاک رسول خدا صلی الله علیه وآله برای هدایت نزدیکان خود و آنان که با ایشان بیگانه اند، به یک سان همت ورزیدند تا کسی از کاروان هدایت یافتگان جا نماند و همگان راه را از بی راهه بشناسند. ما نیز وظیفه داریم آموزه های آن پاکان را آویزه ی گوش جان سازیم و برای رستگاری در دو سرا دمی از آن غافل نشویم، چه این که ذهن و قلب انسان به ظرفی می ماند که اگر خالی شود، حتماً زمینه برای پرشدن آن از هر چیزی، مطلوب باشد یا نامطلوب، فراهم می آید، پس همگی مان بکوشیم دل خود را از داده ها و آموزه های اهل بیت علیهم السلام پر کنیم تا ـ ان شاء الله تعالی ـ در شمار رستگاران باشیم، آمین. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. نهج البلاغه، خطبه 16. |
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:48 توسط روحاني
|
