عزای خار
خیلی باحال و سوزناک بود بحدی که گریه های زیادی کردم
این عزا در ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها وبیاد راهخ بردن اسرا برروی خار توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام برپا میشود وانصافا عزاداری عجیب و باحال است
یاعلی
خیلی باحال و سوزناک بود بحدی که گریه های زیادی کردم
این عزا در ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها وبیاد راهخ بردن اسرا برروی خار توسط دشمنان اهل بیت علیهم السلام برپا میشود وانصافا عزاداری عجیب و باحال است
یاعلی

اهل سنت خود را اهل سنت نامیده اند به این دلیل که آنها خود را تابع سنت پیامبر (قول پیامبر، فعل پیامبر و تقریرات پیامبر) می دانند. اما حقیقت این است که اهل سنت واقعی، شیعه می باشد . شیعه تنها فرقه ای است که به سنت پیامبر آنگونه که بایدِ، عمل نموده است.
به عنوان مثال یکی از سنتهای قطعی و مسلم پیامبر(ص) تعیین امیر المومنین به عنوان خلیفه بعد از خود و مسئله ی تمسک به اهل بیت می باشد . کتب شیعه و سنی مملو از این احادیث است . مثلا پیامبر در حدیثی می فرمایند: ای مردم من در میان شما چیزی گذاردم که اگر به آن تمسک جویید هرگز گمراه نمی شوید. کتاب خدا و عترتم ، اهل بیتم.
این حدیث دلالت آشکار دارد بر گمراهی تمام کسانی که به اهل بیت متمسک نشده اند. جالب این است که این حدیث حتی در صحیح مسلم که از معتبر ترین کتب اهل سنت است نیز آمده است(اهل سنت تمامی احادیث این کتاب را صحیح میدانند.)
ماجرای غدیر خم به اندازه ای نقل شده که حتی عده ای از علمای اهل سنت، مانند ذهبی و سیوطی ادعای تواتر آن را کرده اند.
مسأله مهم دیگر در مورد سنت پیامبر این است که شیعه تنها فرقه ای است که پیامبر (ص) را مطلقا معصوم می داند. زیرا لازمه ی حجت بودن سنت پیامبر عصمت ایشان است اگر پیامبر معصوم از خطا و اشتباه نباشد دیگر نمی توانیم به سخنان و افعال ایشان اعتماد کنیم . چون ممکن است پیامبر اشتباه کرده باشد و این با هدف خداوند از بعثت انبیا منافات دارد .
این که می گویم فقط شیعه معتقد به عصمت است به این خاطر است که در کتب معتبر اهل سنت احادیثی وارد شده که اشاره می کند به اشتباهات و کارهای زشتی که پیامبر مرتکب شده است . البته اگر صرفا این احادیث در کتبشان نوشته شده بود . این ادعا را نمی کردم . مصیبت واقعی این است که آنها این احادیث را صحیح می دانند .
مثلا در احادیثی آمده که شیطان بر پیامبر غلبه پیدا کرد و آیاتی را در تأیید بت های لات و عزّی بر او القاء کرد . و پیامبر به اشتباه گمان کرد که اینها از ناحیه ی جبرئیل نازل شده و پس از خواندن این آیات شیطانی نه تنها مشرکان خوشحال شدند بلکه خود پیامبر نیز خوشحال شد به این خاطر که دیگر مجبور نبود با مشرکان بر سر نفی بت ها مبارزه کند .
در حدیث دیگری در یکی از کتب معتبر اهل سنت(گمان میکنم کتاب صحیح مسلم باشد. )از حذیفه نقل شده که پیامبر در یک مکانی ایستاده ادرار کردند. و جالب این است که تعصب علمایشان بر این کتب به اندازه ایست که در شرحشان بر این کتب ، این احادیث را نه تنها تضعیف نکرده اند . بلکه توجیح نیز کرده اند. توجیهات مضحکی مانند این که شاید پیامبر کمر درد داشتند و نمی توانستند بنشینند . یا: پیامبر به این خاطر ننشستند که به ایشان فشار نیایند . مبادا این که از ایشان مدفوع خارج شود.
اگر ایستاده بول کردن را به خود این علما نسبت دهیم به آنها بر می خورد. پس چطور جرات می کنند آن را به پیامبر نصبت دهند؟
اینجانب خودم از آقای دکتر قزوینی شنیدم که فرمودند" آهل سنت هند (شاید عده ای از آنها) در یک روز مشخص از سال ایستاده ادرار می کنند . به خاطر تأسی به این فعل پیامبر !!! (این است نتیجه ی دور مانند از اهل بیت پیامبر(ص) و تمسک نجستن به آنها)
آنها با این اتهامات و بی حرمتی هایی که نسبت به پیامبر(ص) مرتکب شده اند به چه جراتی خود را اهل سنت پیامبر می دانند ؟
مگر اینکه منظورشان از سنت، سنت عمر و ابوبکر و معاویه باشد . که البته ما این را قبول داریم آنها اهل سنت معاویه هستند . چون اینگونه احادیث در زمان معاویه و به دستور او جعل شده است .
شیعیان رسول اکرم علیه وآله السلام را در تمام امور زندگی، اعم از زندگی عادی و دریافت و ابلاغ وحی الهی، معصوم و دور از اشتباه می دانند، اما اهل سنت نبی گرامی اسلام صلوات الله علیه وآله را فقط در دریافت و ابلاغ وحی دارای عصمت می دانند. حتما ماجرای سلمان رشدی و کتاب معروف اش، آیات شیطانی را شنیده ا ید. آیا می دانید مطالب این نویسنده که توهین آمیزترین مطالب در مورد رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بود، ریشه در معتبرترین کتب اهل سنت دارد و پیش از وی در منابع اصلی اهل سنت نقل شده است؟ برای آن که این مطلب در حد یک ادعا باقی نماند، به این نقل دقت فرمائید، نقلی که روشن می سازد، اهل سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را حتی در دریافت و ابلاغ وحی الهی نیز معصوم نمی دانند؛
از سعید بن جبیر نقل شد که گفت: پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این آیات را تلاوت فرمود: أفرأیتم اللات و العزی* و منات الثالثة الاخری* (1) پس شیطان این گونه بر زبان ایشان جاری کرد: تلک الغرانیق العلی و شفاعتهن ترتجی. (2) پس مشرکان از این مطلب شادمان شدند و گفتند: او از خدایان ما یاد نمود. پس جبرئیل نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: کلام خدا را بر من بخوان! پس زمانی که پیامبر (صلوات الله علیه وآله) کلام خداوند را بازگو نمود، جبرئیل گفت: این جمله آخر را من برای تو نیاورده ام، این جمله از شیطان است. (3)
به روشنی پیداست که در کتب اهل سنت چه نسبت دهشتناکی به حضرت خاتم الانبیا علیه وآله السلام داده شده است و ایشان را تحت تاثیر دشمن قسم خورده بشر، شیطان معرفی کرده اند. جالب این جاست که اهل سنت می بینند در ابتدای سوره ای که آیات فوق در آن قرار دارد، به صراحت سخن از این مطلب است که « آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست » (4) در این حال آیا شرم آور نیست که چنین دربرابر تصریح خداوند در قرآن مجید موضع می گیرید و آن را در معتبرترین کتب خود نقل می کنید؟
این روایات و احادیث از کجا آمده است؟ آیا وقت آن نیست که دست از لجاجت بردارید و به راستی و درستی اهل سنت و عامل به فرامین خداوند متعال شوید؟ آیا غیر از این است که این احادیث با هدف توجیه زشت کاری های خلفا و اشکالات رفتار آنان در کتب شما وارد شده است؟ آیا نتیجه ی این روایات جز این است که اگر خلفا دچار اشتباهات فراوان شده اند، پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم نیز اشکالات فراوانی داشته اند؟ آیا حکم ارتداد مخصوص سلمان رشدی است، یا بزرگترین دانشمندان اهل سنت را نیز دربرمی گیرد؟ شما راچه می شود، چگونه حکم می کنید؟ (5)
————————————————————————
پی نوشت ها:
1- سوره نجم، آیه 19و20
2- معنی این عبارت: این سه مرغان بلند پروازی هستند که به شفاعت آنان امید می رود.
3- برخی منابع این مطلب از کتب اهل سنت:
الف- صحیح مسلم، جلد2، صقحه88
ب- مسند احمد، جلد1، صقحه443
ج- درالمنثور، سیوطی، جلد4، صفحه 368
د- تاریخ طبری، جلد2، صفحه76
هـ- الکامل فی التاریخ، جلد2، صفحه77
و- تاریخ طبرانی، جلد12، صفحه42
ز- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد7، صفحه 115
ح- سنن الکبری، جلد2، صفحه314
و بسیاری منابع دیگر…
4- سوره نجم، آیه 4
5- سوره صافات، آیه 154
![]() |
|
سؤال:
آیا جائز است دختران و پسران دانشجو در پروژه های علمی و پژوهشی مختلط باشند؟ |
|
جواب:
اگر با حفظ شؤون اسلامی و به دور از گناه بوده باشد جایز است. |
|
واحد استفتائات دفتر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى مدظله العالى |
|
سؤال:
گوش دادن به موسیقی چه حکمی دارد و آیا فرقی بین انواع موسیقی است؟ |
|
جواب:
گوش
دادن به موسیقی حرام است و فرقی بین انواع آن نیست و در روایات شریفه آمده
است که ابلیس اولین کسی بود که آلات موسیقی را ساخت و به انواع مختلف، هم
شاد و هم حزین نواخت. |
|
واحد استفتائات دفتر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى مدظله العالى |
|
|
سؤال:
حکم سپرده گذاری در حساب سپرده طلا چیست؟ |
|
جواب: اشکال ندارد.
|
|
واحد استفتائات دفتر حضرت آيت الله العظمى حاج سيد صادق حسينى شيرازى مدظله العالى |
نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر
بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر
عليه السلام و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون سلام الله عليها است. آن
بانو مادر امام هشتم نيز هست. لذا حضرت معصومه سلام الله عليها با حضرت رضا
عليه السلام از يك مادر هستند.
ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع
شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر
گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت
برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا
عليه السلام قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا
عليه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه سلام الله عليها به شوق ديدار
برادر و اداى رسالت زينبى و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و
برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم
واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب
سلام الله عليها پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و
مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت عليهم السلام را با حكومت حيله گر
بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى
از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را
گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان
كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت سلام الله عليها معصومه را
نيز مسموم كردند.
به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت
از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليهابيمار شدند و چون ديگر امكان
ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين
شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر
قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.
بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت
شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن
حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه
حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت
وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود
شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت
نصيب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال
٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار
غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به
سوگ نشاند.مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن
روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر
مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل
شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند
و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و
ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان
سازد.
آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا عليه السلام و
امام جواد
عليه السلام باشند كه پيكر معصومه بايد به دست معصوم تجهيز و تدفين شود.
چنان كه پيكر مقدس حضرت زهرا سلام الله عليها را اميرمؤمنان
عليه السلام غسل داده و كفن و دفن نموده و حضرت مريم سلام الله عليها را
حضرت عيسى
عليه السلام شخصاً غسل داده است.
پس از دفن حضرت معصومه سلام الله عليها موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر
فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام
جواد عليه السلام به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف
عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه
قلوب ارادتمندان به اهلبيت عليهم السلام. و دارالشفاى دلسوختگان عاشق
ولايت وامامت شد.
حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْن
جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت رَسُول اللّه صَلَّى اللّه
عَلَيْه وَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ: «أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُول
اللّه صِلَّى اللّهُ عَلَيْه وَ سَلَّم يَوْمَ غَد ير خُمٍّ، مَنْ كُنْتُ
مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْه وَ سَلَّمَ
،أنْتَ مِنِّى بِمَنْز لَة هَارُونَ مِنْ مُوسى؟!»
فاطمه معصومه سلام الله عليها اين روايت را از دختر امام صادق عليه
السلام نقل مى كند كه سلسله سندش در نهايت به فاطمه زهرا سلام الله عليها
مى رسد.
فاطمه زهرا سلام الله عليها، دختر بزرگوار رسول اكرم صلى الله عليه وآله
وسلم فرمود: « آيا فرمايش رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم را در روز غدير
خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و
(آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند
هارون براى موسى هستى؟!»(١)
… عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر عليهما السلام... عَنْ
فَاطِمَةَ بِنْت رَسُول اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْه وَ آلِهِ وِ سَلَّمَ ،
قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّه صَلَّى اللّه عَلَيْه وَ آلِه وَ سَلَّمَ:
«ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آل مُحَمَّد ماتَ شَهِيداً.
فاطمه معصومه سلام الله عليها، از دختر امام صادق عليه السلام روايتى
نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليهامى رسد كه آن
حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: «آگاه
باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد شهيد از دنيا رفته است.»
مرحوم علامه مجلسى از شيخ صدوق روايتى بس ارزشمند درباره ارزش زيارت فاطمه معصومه سلام الله عليها نقل مى كند:
قَالَ سَألْتُ اَبَا الْحَسَن الر ضَا عليه السلام عَنْ فَاطِمَةَ
بِنْت مُوسَى بْن جَعْفَر عليهما السلام، فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ
الْجَنَّةَ.
راوى گويد از امام رضا عليه السلام درباره حضرت فاطمه معصومه پرسيدم.
آن حضرت فرمود:« هركس قبرش را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى شود.
روى القاضى نور اللّه عن الصادق عليه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان
لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة
ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى
اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم.
خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت
على عليه السلام حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب
بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود
كه اسمش فاطمه دختر موسى عليهما السلام است و به شفاعت او همه شيعيان من
وارد بهشت مى شوند.
عن سعد عن الرضا عليه السلام قال:
يا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضا عليه السلام: عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن
الرضا عليه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر عليه السلام فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش
او بهشت است.
كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد: كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است.
امام صادق عليه السلام: من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (اين تعبير بخشى از روايت مذكور در همين ورق شماره ٧ است
)
امام صادق عليه السلام كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق عليه السلام:
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
; امام صادق عليه السلام: آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است.
لقب «معصومه» را امام رضا عليه السلام به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روايتى فرمود: «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى
(2)؛ هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.»
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا عليه السلام در روايتى ديگر مى فرمايد:هركس نتواند به زيارت من
بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا
در مى يابد. (3)
لقب ديگر حضرت معصومه سلام الله عليها «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس
رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است.
ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است:مرحوم
آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين
مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره سلام
الله عليها را
به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از
به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر
مقدّس حضرت باقرعليه السلام و يا امام صادق عليه السلام مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند:«عَلَيْكَ بِكَريمَة اَهْل الْبَْيت.» »
يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن.